اسکایپ یا کلاس زبان؟

3 12

خیلی ها می گویند برای این که مکالمه انگلیسی را یاد بگیری و تمرین کنی باید با انگلیسی زبان های native ارتباط داشته باشی. این حرف درست است، اما…

واقعیت این است که مثلا در تهران، که پایتخت چند فرهنگی و پرجمعیت کشور است، بسیار به ندرت افراد غیرایرانی پیدا می شوند؛ که اگر هم پیدا شوند اغلب یا چینی هستند و فیلیپینی، یا عرب و پاکستانی و هندی. یعنی انگلیسی زبانی که انگلیسی زبان مادری و زبان اولش باشد در این شهر بسیار کمیاب است. حالا چه رسد به شهرهای غیر تهران.

تازه اگر کسی را پیدا کنید که انگلیسی خیلی خوبی داشته باشد، چقدر این احتمال یا امکان هست که او قبول کند برای شما وقت بگذارد و با شما انگلیسی تمرین کند؟ آن هم به طور منظم و ادامه دار. شاید یکی دوبار این اتفاق بیفتد، که بهتر از هیچ است، اما واقعا این یکی دوبار پراکنده چقدر به پیشرفت انگلیسی شما کمک می کند؟

پس روی دوستان و رابطه حضوری با انگلیسی زبان ها نمی توان زیاد حساب کرد.

حالا می ماند رابطه ها و دوستی های مجازی و اینترنتی.

تجربه ثابت کرده که:

اولا، تمام آن محدودیت ها و مسائلی که در بالا درباره دوستی های حضوری گفتیم، برای رابطه های راه دور هم وجود دارد، به اضافه مشکلاتی مانند اختلاف ساعت و اینترنت و ….

چقدر این احتمال وجود دارد که بتوانید یک انگلیسی زبان پیدا کنید که مشتاق باشد برای شما به طور منظم وقت بگذارد و به شما کمک کند تا انگلیسی خود را تقویت کنید؟ (اگر زیاد به این موضوع خوش بین هستید از خودتان بپرسید: چقدر تمایل و آمادگی دارید که به یک غیرفارسی زبان، مثلا هندی یا چینی یا پاکستانی، کمک کنید تا فارسی یاد بگیرد؟ چقدر حوصله و وقت دارید تا صحبت های کند و پر از اشتباه و مکث او را بشنوید و برایش تصحیح کنید تا کم کم یاد بگیرد؟ پس از دیگران هم انتظار چندانی نداشته باشید.)

اصلا فرض کنید چنین کسی را پیدا کردید. چند جلسه اسکایپ لازم است تا سطح واقعی انگلیسی شما تغییر محسوسی کند؟

مطمئنا این روش ها غیرممکن نیست و من آن ها را رد نمی کنم. اما می گویم که این کارها لزوما بهترین کارهایی نیست که می توانید برای یادگیری زبان انجام دهید، و خوشبختانه تنها روش یادگیری هم نیست.

نسبت به انرژی و وقتی که صرف می کنید، میزان یادگیری شما اصلا قابل ملاحظه نخواهد بود. پس روش مقرون به صرفه ای نیست.

البته لذت و تفریح و حس خوب انگلیسی حرف زدن با فردی غیرایرانی مسلما تجربه خوشایندی برایتان خواهد بود.

اما یک نکته طریف دیگر هم وجود دارد که کمتر به آن توجه می شود.

 

تا به حال شنیده اید یا خودتان تجربه کرده اید که

“وقتی در خانه با خودم انگلیسی حرف می زنم و تمرین می کنم خیلی بهتر حرف می زنم، اما سر کلاس کم می آورم”؟

شاید برای شما هم آشنا باشد این جمله و این تجربه.

 

دلیل این مساله به جز استرس حضور در جمع که کمی تاثیر دارد یک موضوع مهم تر است. دلیل آن این است که شما وقتی به حال خودتان هستید و دارید با خودتان انگلیسی حرف می زنید و تمرین می کنید، آن چیزهایی را می گویید که بلد هستید، با آن ها راحت هستید و به آن ها تسلط دارید، و نه آن چیزهایی را که بلد نیستید، برایتان سخت است یا هنوز خوب یاد نگرفته اید.

پس معلوم است که در خانه خیلی خوب و روان حرف می زنید و در کلاس زبان به سختی و بادردسر.

پس بالاخره راه درست کدام است؟

یک موقعیت را مجسم کنید. مدتی است مرتب به باشگاه بدنسازی می روید. با وزنه 5 یا 10 کیلویی مدتی کار کرده اید و با آن کاملا راحت هستید. بعد از مدتی دیگر این وزنه برایتان چالشی نخواهد داشتت. هرچند خیلی راحت آن را بلند می کنید و احتمالا دوست دارید بارها و بارها این کار را بکنید. اما آیا ماندن در این وزنه برای تقویت عضله هایتان مفید خواهد بود؟

مطمئنا نه.

باید وزنه را سنگین تر کنید.

چرا؟

چون باید به عضله هایتان دوباره  فشار وارد شده و کش بیایند.

دقیقا این اصطلاح را در انگلیسی هم استفاده می کنند. یعنی باید با یک چالش جدید و سنگین تر از قبل خود را stretch کنید. خود را کش بیاورید. باید اول کمی دردتان بگیرد تا بهتر شوید.

حالا چه کسی می تواند شما را در موقعیت کش آمدن قرار دهد؟

دو حالت دارد: یا در یک کشور انگلیسی زبان در موقعیتی گیر افتاده اید که مجبورید. واقعا مجبورید، موضوعی را به نفر مقابل خود حالی کنید. و مساله مرگ و زندگی، یا حداقل مساله خیلی مهمی است. که آن هم اگر باهوش باشید راه های دیگری مثل زبان بدن و ایما و اشاره و روش های دیگری را جایگزین حرف زدن پیدا می کنید تا آن چه را که می خواهید بگویید اما بلد نیستید به طرف مقابل بفهمانید.

اما در موقعیت دوم، یک معلم زبان انگلیسی، البته باتجربه و کسی که بداند دارد چه کار می کند، می تواند شما را کش بیاورد. کاری کند که از آن چه بلدید یک قدم فراتر بروید. عضله های مغزتان را stretch کند و برای شما چالش جدید تعریف و ایجاد کند. تا ذره ذره از وزنه 5 کیلویی به 5/200 , 5/500 , 5/700 , و بالاخره به 6 کیلو بروید و روزی برسد که وزنه های خیلی سنگین، (که قبلا فکرش را هم نمی کردید) راحت بالای سر ببرید.

پس، سفر به کشورهای انگلیسی زبان خوب است، اسکایپ خوب است، دوست انگلیسی زبان خوب است، اما لازمه همه این ها این است که بخواهید و آماده باشید از منطقه امن خود پا بیرون بگذارید و آماده چالش باشید.

در اکثر موارد یادگیری واقعی و اساسی در تعامل بین معلم و زبان آموز اتفاق می افتد، همان جایی که معلم از شما سوالی می پرسد و شما مجبورید با کلمه ای یا جمله ای جوابش را بدهید که خیلی هم خوب آن را بلد نیستید. در این لحظه که عضله مغزتان کش می آید و کمی هم درد می گیرد، درست در همین لحظه، وزنه شما در حال تبدیل شدن از 5 کیلو به 5/200 است. پس باید تحمل کنید. باید کش بیایید تا روزی برسد که کتاب های زبان قدیمی تان را نگاه می کنید، و می بینید که زیر چه کلماتی را خط کشیده بودید و چه نکاتی را تمرین می کردید! و خنده تان می گیرد.

من فراموش نمی کنم روزی را که برای اولین بار دو کلمه Do و Does و کاربرد آن ها را یاد گرفتم، و از شدت پیچیدگی! آن ها وحشت کردم و یک لحظه احساس کردم من دیگر زبان را یاد نمی گیرم و عمر زبان آموزی من در همین جا به پایان رسید (البته در آن زمان 12 ساله بودم و خوشبختانه عمر زبان آموزی من به سر نرسید!)

حالا مطمئنم روزی می رسد که برای شما هم زبان انگلیسی دیگر یکی از دغدغه هایتان نخواهد بود.

به امید آن روز….

سیما فاطمی پور

کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی

3 Comments
  1. رضا says

    عالی بود…..
    ممنونم از مقالات و راهنمایی های خوبتان که صادقانه و منصفانه مطالب را بیان می کنید

    1. سیما فاطمی پور says

      ممنون از شما. امیدوارم که مفید باشه براتون.

  2. Ali Barzegar says

    ممنون عالی بود اگه میشه پایه ها را در کانال قرار بدید

Leave A Reply

Your email address will not be published.